wand
دستگاه ورودى خواندن برچسب هاى رمزى شمش نورى به وسيله حس کردن الگوهاى نورى فضاهاى تيره و روشن ،دستگاه نورى دستى که مى تواند برچسب هاى کدگذارى شده کدهاى ميله اى و کاراکتر را خوانده و معرفى کند،عصا،گرز،چوب ميزانه ،چوب گمانه ،ترکه
کامپيوتر : قلم نورى
ورزش : هدف باريک و دراز چوبى
کلمات مرتبط(2)
baguette
1 eng. wand
tarke( ye cub)
2
nân e drâz (con tarke)
Wand
ديوار, جدار, حصار, محصور کردن , حصار دار کردن , ديوار کشيدن , ديواري.
wand
tongkat
wand
(วอนดฺ) n. ไม้เรียว,คทา,ไม้ยาวกลมของหัวหน้าวงดนตรี,กิ่งไม้ยาว,ลำต้นยาวเรียว