Tog
tog
tog
(ทอก) n. เสื้อคลุม,togs เสื้อผ้า. vt. แต่งตัว,สวมเสื้อผ้า คำที่มีความหมายเหมือนกัน: coat,dress
tog
زمان گذشته از افعال:گرفتن، در دست نگهداشتن، قاپيدن، لمس کردن، دست زن، جابجاکردن، بردن، حمل کردن، درازکردن، بالابردن، کشيدن، پذيرفتن، پذيرابودن، عهده دار شدن، تقبل کردن، گرفتن، به دام انداختن، دزديدن، کش رفتن، ضبط کردن، مصادره کردن، اشغال کردن، تسخيرکردن، مؤثربودن، کاري بودن، بدست آوردن، کسب کردن، استفاده کردن، بکارگرفتن، مستقرشدن، ساکن شدن،گرفتن، شعله ور شدن، از عهده برآمدن، فائق آمدن، ملبس شدن، به تن کردن، اشغال کردن، طول کشيدن، وقت گرفتن، تجربه کردن، برخوردکردن، اصابت کردن، گول زدن، چاپيدن، ميل کردن، خوردن، برگزيدن، انتخاب کردن، کسب کردن- از خود پذيرايي کردن، ميل کردن براي خود، برداشتن، راه خود را پيدا کردن به، ترقي کردن، بالارفتن، بهترشدن، تحت توجه خود قرار دادن، براي .... تلاش کردن، شروع به سوختن کردن، شعله ور شدن
tog
[tog] v (-gg-) обличам се, издокарвам се (и с out, up). [tog] n обик. pl облекло, дрехи.