to set about
دست بکارى زدن اماده کارى( شدن) ،شروع کردن ،مبادرت کردن بکارى
کلمات مرتبط(3)
to set about
ِ¢¤î–¤¢‘“ُٹِ¢¤îلّ¤ھٹ(ِ¢ھ)ü¤‘îù¢‘ُگِ¢¥ü¤‘î“–¨¢
to set about
دستبكاريزدنامادهكاري)شدن(،شروعكردن،مبادرتكردن
about
راجع به، در شرف، در صدد، با، نزد، در، بهر سو تقريبا، بالاتر، درباره، گرداگرد، پيرامون، دور تا دور، در اطراف، نزديك، قريب ، در حدود، در باب، )نظ.( فرمان عقب گرد