to scratch about
to scratch about
ِ¢¤î ّ›—¨›ٹِ¢¤î ٍى—
to scratch about
تقلا كردن،جستجو كردن
about
راجع به، در شرف، در صدد، با، نزد، در، بهر سو تقريبا، بالاتر، درباره، گرداگرد، پيرامون، دور تا دور، در اطراف، نزديك، قريب ، در حدود، در باب، )نظ.( فرمان عقب گرد
scratch
خراشيدن ، خاراندن ، خط زدن ، قلم زدن ، خراش ،ترا تراش