quad
()quadrangle(:)n.(درسيم تلگراف )سيم چهارلاى بهم پيچيده عايق ،(درمطبعه)قطعه سربى ،چهار قلو،چهار گانه ،چهار گوش ،( :)vt.(ز.ع ،انگليس )زندانى کردن ،در زندان افکندن
کلمات مرتبط(2)
quad
©ًّ ¤‘ْ ٹ ù÷‘ً ¤‘ْ
quad
چهار گانه ، چهار گوش
Quad
(.n):(elgnardauq)(درسيم تلگراف) سيم چهارلاي بهم
پيچيدهعايق، (درمطبعه)قطعه سربي، چهار قلو، (.tv):
چهار گانه، چهار گوش.
(ز.ع، انگليس) زنداني كردن، در زندان افكندن.
quad
(.n):(quadrangle)(درسيم تلگراف) سيم چهارلاي بهمپيچيدهعايق، (درمطبعه)قطعه سربي، چهار قلو، (.vt):(ز.ع، انگليس) زنداني كردن، در زندان افكندنچهار گانه، چهار گوش