pad
ناحيه اى از مس مسطح روى يک تخته مدار چاپى که محل اتصال سيمهاى تشکيل دهنده مدار بوده و به وسيله ان انتقال ميان سيمى از يک طرف تخته مدار چاپى به طرف ديگر صورت مى گيرد،پر کردن فيلدى از داده با فضاى خالى دفترچه يادداشت ،جاده ،معبر،دزد پياده ،اسب راهوار،پياده سفر کردن ،قدم زدن ،زير پالگد کردن ،صداى پا،تشک ،هرچيز نرم ،پشتى ،اب خشک کن ،مرکب خشک کن ،بالسشتک زخم بندى ،بااب و تاب گفتن ،لفاف کردن ،با لايه نرم يا بالشتک پوشاندن ،دفترچه يادداشت ،لايى گذاشتن
علوم مهندسى : لايى گذاشتن
کامپيوتر : لايى
معمارى : لايى
ورزش : زانوبند
علوم هوايى : سکوى پرتاب رسانگر
کلمات مرتبط(23)
pad
—ھَ‘“‘ ô¤÷ ùٍ ‘“ٹِ¢¤î é‘êَ ٹِ—êً ’‘— ّ ’چ‘“ٹِ¢¤î ¢ًَ‘• ¤¥ ٹ÷¢¥ ô¢ى ٹِ¢¤î ¤ê¨ ù¢‘• ٹ¤گّûگ¤ “¨گ ٹù¢‘• ¢¥¢ ٹ¤“مُ ٹù¢‘› ٹ¢÷“ ô،¥ ي—ھ¨َ‘“ ٹِî يھ، ’î¤ُ ’î¤ُٹِî يھ، ’چ ٹü—ھ•ٹùٍ ٹ ô¤÷ ¥¤ûٹيھ—ٹ‘• گ
pad
اي پا،تشك،هرچيز نرم ، لايه،پشتي، آب خشك كن،مركب مركب خشك كن، بالسشتك زخم بندي، جاده، معبر، دزد پياده، اسب راهوار، پياده سفر كردن، قدم زدن، زير پالگد كردن،باآب و تاب گفتن، لفاف كردن،با
Pad
دفترچه يادداشت، لايي، لايي گذاشتن.
بالشتك پوشاندن.
بندي، بااب و تاب گفتن، لفاف كردن، با لايه نرم يا
لايه، پشتي، اب خشك كن، مركب خشك كن، بالسشتك زخم
قدم زدن، زير پالگد كردن، صداي پا، تشك، هرچيز نرم،
جاده، معبر، دزد پياده، اسب راهوار، پياده سفر كردن،
pad
جاده، معبر، دزد پياده، اسب راهوار، پياده سفر كردن،قدم زدن، زير پالگد كردن، صداي پا، تشك، هرچيز نرم،لايه، پشتي، اب خشك كن، مركب خشك كن، بالسشتك زخمبندي، بااب و تاب گفتن، لفاف كردن، با لايه نرم يابالشتك پوشاندندفترچه يادداشت، لايي، لايي گذاشتن