nazr

Get Babylon's Translation Software! Free Download Now!
Babylon 8 - Your all-in-one solution
Award winning translation software trusted by millions. Translate from any language to any language.
View Demo


Yeni Osmanlıca - Türkçe Lügat v0.1Download this dictionary
Nazr
(Nazir) : (C.: Enzur) Altın.


Islamic DictionaryDownload this dictionary
nazr
Vow
Vow means making it obligatory upon oneself to do some good act, or to refrain from doing an act, which it is better not to do, in order to please Allah.

Useful information: While making a vow one should utter the formula and it is not necessary that it should be uttered in Arabic. In case. therefore, a person says: "If my patient recovers from his ailment, it will be obligatory upon me to pay $ 10 to a poor man for the sake of Allah." his vow will be in order.




Hafez PoemsDownload this dictionary
gzl 70 mrdm...
غزل 70

مردم ديده ما جز به رخت ناظر نيست
دل سرگشته ما غير تو را ذاکر نيست

اشکم احرام طواف حرمت مي‌بندد
گر چه از خون دل ريش دمي طاهر نيست

بسته دام و قفس باد چو مرغ وحشي
طاير سدره اگر در طلبت طاير نيست

عاشق مفلس اگر قلب دلش کرد نثار
مکنش عيب که بر نقد روان قادر نيست

عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد
هر که را در طلبت همت او قاصر نيست

از روان بخشي عيسي نزنم دم هرگز
زان که در روح فزايي چو لبت ماهر نيست

من که در آتش سوداي تو آهي نزنم
کي توان گفت که بر داغ دلم صابر نيست

روز اول که سر زلف تو ديدم گفتم
که پريشاني اين سلسله را آخر نيست

سر پيوند تو تنها نه دل حافظ راست
کيست آن کش سر پيوند تو در خاطر نيست
 
gzl 73 rushn...
غزل 73

روشن از پرتو رويت نظري نيست که نيست
منت خاک درت بر بصري نيست که نيست

ناظر روي تو صاحب نظرانند آري
سر گيسوي تو در هيچ سري نيست که نيست

اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب
خجل از کرده خود پرده دري نيست که نيست

تا به دامن ننشيند ز نسيمش گردي
سيل خيز از نظرم رهگذري نيست که نيست

تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند
با صبا گفت و شنيدم سحري نيست که نيست

من از اين طالع شوريده برنجم ور ني
بهره مند از سر کويت دگري نيست که نيست

از حياي لب شيرين تو اي چشمه نوش
غرق آب و عرق اکنون شکري نيست که نيست

مصلحت نيست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلس رندان خبري نيست که نيست

شير در باديه عشق تو روباه شود
آه از اين راه که در وي خطري نيست که نيست

آب چشمم که بر او منت خاک در توست
زير صد منت او خاک دري نيست که نيست

از وجودم قدري نام و نشان هست که هست
ور نه از ضعف در آن جا اثري نيست که نيست

غير از اين نکته که حافظ ز تو ناخشنود است
در سراپاي وجودت هنري نيست که نيست

Define nazr

Translate nazr





| nazr in Turkish | nazr in Farsi