nail
ميخ زدن ،دستگير کردن ،حمله به توپ دار به ويژه در پشت خط تجمع( فوتبال امريکايى)،سروقت ،به موقع پرداختن ،ناخن ،سم ،چنگال ،چنگ ،ميخ سرپهن ،گل ميخ ،با ميخ کوبيدن ،با ميخ الصاق کردن ،بدام انداختن ،قاپيدن ،زدن ،کوبيدن ،گرفتن
علوم مهندسى : ميخ
معمارى : ميخ
قانون ـ فقه : از انتشار چيزى جلوگيرى کردن
بازرگانى : ميخ
ورزش : حمله به توپ دار به ويژه در پشت خط تجمع
کلمات مرتبط(18)
nail
ِ—ê¤ً ٹ ِ¢“ّîٹ ِ¢¥ٹ ِ¢•‘ىٹ ِ—،گ¢÷گ ôگ¢“ ٹ ِ¢¤î 둬َگ ُ ‘“ٹ ِ¢“ّî ُ ‘“ ٹ ُ ًٌُ ٹ ِْ•¤¨ ُ ٹ ُ ٹ ï÷ ٹ ٌ‘ً÷ٹ ô¨ ٹ ِ،‘÷
nail
ناخن ، سم ،چنگال ، چنگ ، ميخ ، ميخ سرپهن ، گلميخ ميخ ، با ميخ كوبيدن ،با ميخ الصاق كردن ، بدام انداختن ،قاپيدن ،زدن ،كوبيدن ، گرفتن
Nail
قاپيدن، زدن، كوبيدن، گرفتن.
ميخ كوبيدن، با ميخ الصاق كردن، بدام انداختن،
ناخن، سم، چنگال، چنگ، ميخ، ميخ سرپهن، گل ميخ، با
nail
ناخن، سم، چنگال، چنگ، ميخ، ميخ سرپهن، گل ميخ، باميخ كوبيدن، با ميخ الصاق كردن، بدام انداختن،قاپيدن، زدن، كوبيدن، گرفتن