kahl

Get Babylon's Translation Software! Free Download Now!
Babylon 8 - Your all-in-one solution
Award winning translation software trusted by millions. Translate from any language to any language.
View Demo


Azhdari :: German To Persian Glossary 1.1Download this dictionary
Kahl
طاس , بيمو, کل , برهنه , (مج.) بي لطف , ساده , بي ملا حت , عريان , کچل , طاس شدن. 


Hafez PoemsDownload this dictionary
gzl 197 shahdan...
غزل 197

شاهدان گر دلبري زين سان کنند
زاهدان را رخنه در ايمان کنند

هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد
گلرخانش ديده نرگسدان کنند

اي جوان سروقد گويي ببر
پيش از آن کز قامتت چوگان کنند

عاشقان را بر سر خود حکم نيست
هر چه فرمان تو باشد آن کنند

پيش چشمم کمتر است از قطره‌اي
اين حکايت‌ها که از طوفان کنند

يار ما چون گيرد آغاز سماع
قدسيان بر عرش دست افشان کنند

مردم چشمم به خون آغشته شد
در کجا اين ظلم بر انسان کنند

خوش برآ با غصه‌اي دل کاهل راز
عيش خوش در بوته هجران کنند

سر مکش حافظ ز آه نيم شب
تا چو صبحت آينه رخشان کنند
 
gzl 264 khyz...
غزل 264

خيز و در کاسه زر آب طربناک انداز
پيشتر زان که شود کاسه سر خاک انداز

عاقبت منزل ما وادي خاموشان است
حاليا غلغله در گنبد افلاک انداز

چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است
بر رخ او نظر از آينه پاک انداز

به سر سبز تو اي سرو که گر خاک شوم
ناز از سر بنه و سايه بر اين خاک انداز

دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست
از لب خود به شفاخانه ترياک انداز

ملک اين مزرعه داني که ثباتي ندهد
آتشي از جگر جام در املاک انداز

غسل در اشک زدم کاهل طريقت گويند
پاک شو اول و پس ديده بر آن پاک انداز

يا رب آن زاهد خودبين که بجز عيب نديد
دود آهيش در آيينه ادراک انداز

چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ
وين قبا در ره آن قامت چالاک انداز
 
gzl 459 zyn...
غزل 459

زين خوش رقم که بر گل رخسار مي‌کشي
خط بر صحيفه گل و گلزار مي‌کشي

اشک حرم نشين نهانخانه مرا
زان سوي هفت پرده به بازار مي‌کشي

کاهل روي چو باد صبا را به بوي زلف
هر دم به قيد سلسله در کار مي‌کشي

هر دم به ياد آن لب ميگون و چشم مست
از خلوتم به خانه خمار مي‌کشي

گفتي سر تو بسته فتراک ما شود
سهل است اگر تو زحمت اين بار مي‌کشي

با چشم و ابروي تو چه تدبير دل کنم
وه زين کمان که بر من بيمار مي‌کشي

بازآ که چشم بد ز رخت دفع مي‌کند
اي تازه گل که دامن از اين خار مي‌کشي

حافظ دگر چه مي‌طلبي از نعيم دهر
مي مي‌خوري و طره دلدار مي‌کشي


AACS German-MongolianDownload this dictionary
kahl
хүйтэн,хоосон,нүцгэн

Copyright©2004 Amar A. AACS. All rights reserved.

Deutsch - VietnamesischDownload this dictionary
kahl
- bald hói, trọc trụi, không che đậy, lộ liễu, phô bày ra rành rành, nghèo nàn, khô khan, tẻ, có lang trắng ở mặt
- baldly không màu mè
- bare trần, trần truồng, trọc, trống không, rỗng, trơ trụi, xác xơ, vừa đủ, tối thiểu, không được cách điện
- barren cằn cỗi, không có quả, hiếm hoi, không sinh đẻ, không đem lại kết quả
- bleak trống trải, lạnh lẽo, hoang vắng, ảm đạm, dãi gió
- callow chưa đủ lông cánh, có nhiều lông tơ, non nớt, trẻ măng, ít kinh nghiệm, thấp, trũng, dễ bị ngập nước
- glabrous không có râu, không có lông, nhãn
- hairless không có tóc, sói
- leafless không có lá
- kahl (Botanik) naked

Define kahl

Translate kahl





kahl in Chinese | | kahl in English | kahl in Italian | kahl in Spanish | kahl in Dutch | kahl in German | kahl in Russian | kahl in Turkish | kahl in Serbian