intend
قصد کردن ،قصد داشتن ،خيال داشتن ،فهميدن ،معنى دادن ،بر ان بودن ،خواستن
قانون ـ فقه : قصد داشتن
علوم نظامى : در نظر داشتن
کلمات مرتبط(3)
intend
ِ—¨گّ، ٹ ِ¢ّ“ ِچ ¤“ ٹ ِ¢گ¢ ü÷مُ ٹ ِ¢ُْê ٹ ِ—ھگ¢ ٌ‘، ٹ ِ—ھگ¢ ¢¬ىwe i. no harm=ô¤گ¢÷ ¤گ¥گ ¢¬ى
we intend no harm
ô¤گ¢÷ ¤گ¥گ ¢¬ى
intend
قصد داشتن ، خيال داشتن ، فهميدن ، معني دادن ، بر آن بودن ، خواستن
we intend no harm
قصد ازار نداريم
Intend
قصد داشتن، خيال داشتن، فهميدن، معني دادن، بر ان
بودن، خواستن.
intend
قصد داشتن، خيال داشتن، فهميدن، معني دادن، بر انبودن، خواستن