in plain english
in plain english
ù¢÷î –¨ّ•ٹù¢‘¨ ü¨ًَ÷گ ù“
in plain english
به انگليسي ساده،پوست كنده
english
انگليسي، مربوط به مردم و زبان انگليسي، بانگليسيد درآوردن
plain
پهن، مسطح، هموار، صاف، برابر، واضح، آشكار، رك وس ساده، ساده، جلگه، دشت، هامون،ميدان يا محوطه جنگ، بدقيافه،شكوه، شكوه كردن