hazard
امتياز با به کيسه انداختن هر کدام از گويهاى بيليارد،ناراحتى ،ضرر،قمار،اتفاق ،در معرض مخاطره قرار دادن ،بخطر انداختن
معمارى : مخاطره
قانون ـ فقه : غرر
روانشناسى : خطر
بازرگانى : خطر
ورزش : قسمت بدون چمن زمين گلف
علوم نظامى : زيان
کلمات مرتبط(11)
hazard
ِ—،گ¢÷گ ¤¯،“ ٹ ِ¢گ¢ ¢¤گ¤ى ù¤¯‘،ُ ¤مُ ¤¢ ٹ ë‘ê—گ ٹ¤¯، ٹ ù¤¯‘،ُ ٹ¤‘ُىat all h.=¢‘“گ¢‘“ ù¤ûٹù¤¯‘،ُ ù÷ًّ ¤û ‘“safety h.=ü÷ُگ ù¤¯‘،ُto run the h.=ِ¢گ¢¤¢ ِ— ¥“ٹ ِ¢گ¢¤گ¤ى ù¤¯‘،ُ ¤مُ¤¢گ¤¢ّ،
at all hazard
¢‘“گ¢‘“ ù¤ûٹù¤¯‘،ُ ù÷ًّ ¤û ‘“
to run the hazard
ِ¢گ¢¤¢ ِ— ¥“ٹ ِ¢گ¢¤گ¤ى ù¤¯‘،ُ ¤مُ¤¢گ¤¢ّ،
hazard
قمار، مخاطره ، خطر، اتفاق ، در معرض مخاطره قرارد دادن ، بخطر انداختن
at all hazard
با هر گونه مخاطره،هرچه باداباد
to run the hazard
خودرادرمعرض مخاطره قراردادن ،بچيزي تن دردادن
Hazard
دادن، بخطر انداختن.
قمار، مخاطره، خطر، اتفاق، در معرض مخاطره قرار
hazard
قمار، مخاطره، خطر، اتفاق، در معرض مخاطره قراردادن، بخطر انداختن