ازمايش کردن ،سنج ،بند تفنگ ،ميله اندازه گير، :)vt.& n.(گرو،وثيقه ،رجز خوانى ،مبارزه طلبى ،گروگذاشتن ،شرط بستن ،متعهد شدن ، )=gauge( :)n.(درجه ،وسيله اندازه گيرى ،اندازه گير،اندازه گرفتن
علوم مهندسى : سنجيدن
عمران : اشل اندازه گير
قانون ـ فقه : وثيقه گذاردن
شيمى : اندازه نما
علوم هوايى : گيج
علوم نظامى : ميزان اندازه گيرى
کلمات مرتبط(45)
اندازه، اندازهگير، اندازه گرفتن.
درجه، اندازه، وسيله اندازهگيري.
(.n &.vt): گرو، وثيقه، رجز خواني، مبارزه طلبي،گروگذاشتن، شرط بستن، متعهد شدن، (.n): (gauge=)درجه، اندازه، وسيله اندازهگيرياندازه، اندازهگير، اندازه گرفتن