قسمت جلو شى ء،رويه راکت قسمتى از چوب هاکى که با گوى تماس دارد شيب صاف جلو موج ،جبهه( کوهنوردى)،نماى خارجى ،جبهه ،سينه کار،پيشانى ،رخ ،رخسار،صورت ،نما،روبه ،مواجه شدن ،چهره ،طرف ،سمت ،وجه ،ظاهر،منظر،روبروايستادن ،مواجه شدن ،روياروى شدن ،پوشاندن سطح ،تراشيدن ،صاف کردن ،روکش کردن
علوم مهندسى : سطح
کامپيوتر : نما
الکترونيک : صفحه تلويزيون
معمارى : رخسار
ورزش : شکم کمان
علوم هوايى : سطح
علوم نظامى : پيشانى جنگى گلنگدن
کلمات مرتبط(112)
صورت، نما، روبه، مواجه شدن.
پوشاندن سطح، تراشيدن، صاف كردن، روكش كردن.
رخ، رخسار، رو، صورت، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر،منظر، روبروايستادن، مواجهشدن، روياروي شدن،پوشاندن سطح، تراشيدن، صاف كردن، روكش كردنصورت، نما، روبه، مواجه شدن