extend
توسعه يافتن ،تعميم دادن ،باحداکثر نيرو،وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن با پاهاى کشيده و بلند،باز کردن ،ادامه پيدا کردن ،باز شدن توسعه دادن ،درازکردن ،طول دادن ،رساندن ،ادامه دادن ،توسعه دادن ،تمديد کردن ،عموميت دادن ،منبسط کردن
علوم مهندسى : تمديد دادن يا کردن
قانون ـ فقه : امتداد دادن
بازرگانى : تمديد کردن
ورزش : کشيدن بدن ياراست کردن بازو ياپاى ژيمناست
علوم نظامى : باز شدن صفها از هم يا باز کردن انها
کلمات مرتبط(4)
extend
ِ¢گ¢ –ُُّن ٹ ِ¢¤î ¢¢ُ— ٹ ِ¢گ¢ ùم¨ّ—to e. oneself=ِ¢ُگ¤¢‘•¥گٹ ِ¢¤î ù—¨،¢‘¥گ¤¢ّ،
to extend oneself
ِ¢ُگ¤¢‘•¥گٹ ِ¢¤î ù—¨،¢‘¥گ¤¢ّ،
extend
توسعه دادن ، تمديد كردن ، عموميت دادن
to extend oneself
خودرازيادخسته كردن ،ازپادرامدن
Extend
توسعه دادن، تمديد كردن، عموميت دادن.
منبسط كردن.
درازكردن، طول دادن، رساندن، ادامهدادن، تمديدكردن،
extend
درازكردن، طول دادن، رساندن، ادامهدادن، تمديدكردن،منبسط كردنتوسعه دادن، تمديد كردن، عموميت دادن