entry
شرکت کننده ،دخول ،ادخال ،ورود،راه ،راهرودر،مدخل ،ثبت دردفتر،چيزثبت شده ياواردشده ،قلم ،فقره
علوم مهندسى : مدخل
کامپيوتر : مقدار اطلاعات درون يک سلول مشخص
قانون ـ فقه : ورود
ورزش : نقطه شروع پرش يا چرخش ،ورود به اب
کلمات مرتبط(47)
@@entry
entry
pemasukan, entri, pencatatan, deklarasi
entry
(เอน'ทรี) n. การเข้า,ทางเข้า,สิทธิในการเข้า,การบันทึก,การจดบันทึก,การลงทะเบียน,การเข้าบัญชี,ผู้เข้าแข่งขัน,การครอบครองที่ดินโดยการเหยียบย่ำ คำที่มีความหมายเหมือนกัน: door,access
entry
wejście; hasło (w słowniku)
Entry
وارد
Remote Entry
دستگاه كنترل از راه دور مخصوص درب ماشين
تراشه كنترلكننده فرستنده در حافظه جايي را دارد كه داراي كد 40 بيتي ميباشد، وقتي دكمه دستگاه را فشار ميدهيد 40 بيت كد را به همراه يك كد تابع (عملي) ميفرستد كه به ماشين ميگويد كه شما ميخواهيد مثلاً درب ماشين را ببنديد يا باز كنيد تراشه كنترل دريافتكننده هم اگر كد 40 بيتي را كه انتظار دارد، دريافت كند، عملكرد درخواستي شما را انجام ميدهد در غير اين صورت هيچكاري انجام نميدهد. هر دو فرستنده و گيرندهها هم از مولد عدد شبه تصادفي استفاده ميكنند كه يك كد جديد را كه در حافظه ذخيره شده را انتخاب ميكنند