قبض و اقباض ،پرتاب توپ ،حمل بار،پرتاب گلوله ،انتقال دادن ،فرو ريختن گلوله ،تحويل کالا،دادن ،تحويل ،رهايى ،فراغت از زايمان ،تسليم
علوم مهندسى : تحويل
کامپيوتر : تحويل
معمارى : دريافت
قانون ـ فقه : تسليم در CL يکى از شرايط اساسى اعتبار سند اين است که پس از تنظيم و امضا و مهر به طرف " تسليم " شود
بازرگانى : تحويل
ورزش : توپ پرتاب شده
علوم نظامى : نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات يا بار
کلمات مرتبط(44)
(ดิลิฟ'เวอรี) n. การส่ง,การนำส่ง,การกล่าว,การกล่าวสุนทรพจน์,การโยน (ลูกบอล),สิ่งที่นำส่ง,การคลอดบุตร,การส่งสินค้าจากผู้ขายไปยังผู้ซื้อ คำที่มีความหมายเหมือนกัน: transfer
doręczenie, dostarczenie, dostawa, przesyłka; poród; przeniesienie własności weksla