cabotage
Law DictionaryDownload this dictionary
cabotage
کشتيراني ساحلي، تجارت ساحلي، پرواز هواپيما از يک فرودگاه خارجي به فرودگاه خارجي ديگر
 
cabotage, reservation of
جلوگيري از حمل ونقل کالا با کشتيهاي خارجي در آبهاي ساحلي يک کشور، جلوگيري از سوار يا پياده کردن مسافر يا بارگيري و تخليه بار توسط هواپيماهاي بيگانه در فرودگاههاي يک کشور
 
reservation of cabotage
جلوگيري از حمل ونقل کالا با کشتيهاي خارجي در آبهاي ساحلي يک کشور، جلوگيري از سوار يا پياده کردن مسافر يا بارگيري يا تخليه بار توسط هواپيماهاي بيگانه در فرودگاه هاي يک کشور

MHM Advanced English > Persian (v. 90)Download this dictionary
cabotage
[.n]: کشتيرانى ساحلى ، کشتيرانى از يک بندر به بندر ديگر درامتداد ساحل ، کشتى رانى ساحلى ، تجارت ساحلى ، کابوتاژ
{قانون و فقه}: کشتيرانى و حمل کالا از يک بندر به بندر ديگر بدون دور شدن از ساحل
{بازرگانى}: حمل و نقل ساحلى


MB_Dictionary of English-PersianDownload this dictionary
Cabotage
   كشتي‌ راني‌ ساحلي‌، تجارت‌ ساحلي‌، كابوتاژ.
  


MB_Dictionary For Accountants_English_to_PersianDownload this dictionary
Cabotage
   حمل كالا بين بنادر يك كشور
  


Farsi dictionaryDownload this dictionary
cabotage

کشتيرانى ساحلى ،کشتيرانى از يک بندر به بندر ديگر درامتداد ساحل ،کشتى رانى ساحلى ،تجارت ساحلى ،کابوتاژ
قانون ـ فقه : کشتيرانى و حمل کالا از يک بندر به بندر ديگر بدون دور شدن از ساحل
بازرگانى : حمل ونقل ساحلى



| cabotage in English | cabotage in French | cabotage in Italian | cabotage in Spanish | cabotage in Dutch | cabotage in Portuguese | cabotage in German | cabotage in Russian | cabotage in Japanese | cabotage in Greek | cabotage in Korean | cabotage in Turkish | cabotage in Hebrew | cabotage in Arabic | cabotage in Hungarian | cabotage in Czech | cabotage in Croatian | cabotage in Urdu | cabotage in Bulgarian | cabotage in Danish | cabotage in Norwegian | cabotage in Romanian | cabotage in Swedish | cabotage in Vietnamese