سکو،صخره زيرابى کم ارتفاع ،کنار،لب ،ساحل ،ضرابخانه ،رويهم انباشتن ،در بانک گذاشتن ،کپه کردن ،بلند شدن( ابر يا دود )بطور متراکم ،بانکدارى کردن
کامپيوتر : بانک
عمران : ساحل
معمارى : کپه کردن
قانون ـ فقه : در بانک گذاشتن
زيست شناسى : کرانه ديوارى
بازرگانى : بانک
ورزش : قسمت برجسته سر پيچ
علوم هوايى : دوران يا متمايل شدن هواپيما حول محور طولى
علوم نظامى : کناره توده
کلمات مرتبط(110)
بانك.
متراكم، بانكداري كردن.
كنار، لب، ساحل، بانك، ضرابخانه، رويهم انباشتن، دربانك گذاشتن، كپه كردن، بلند شدن (ابر يا دود) بطورمتراكم، بانكداري كردنبانك