attach
مونتاژ کردن ،ثابت کردن ،توقيف کردن ،زير امر قرار دادن ،منتصب کردن مامور کردن ،بستن به ،بستن ،پيوستن ،پيوست کردن ،ضميمه کردن ،چسباندن ،الصاق کردن ،نسبت دادن ،گذاشتن ،(حق ).ضبط کردن ،توقيف شدن ،دلبسته شدن
علوم مهندسى : وصل کردن
کامپيوتر : اتصال
قانون ـ فقه : ضميمه کردن
علوم نظامى : وصل کردن چسباندن به
کلمات مرتبط(2)
attach
ِ¢¤î 둬َگto a. importance=ù“ ِ¢گ¢ –ُûگ
to attach importance
ù“ ِ¢گ¢ –ُûگ
attach
الصاق كردن
to attach importance
اهميت دادن به
Attach
نسبت دادن، گذاشتن، (حق.) ضبط كردن، توقيف شدن،
دلبسته شدن.
الصاق كردن.
بستن، پيوستن، پيوست كردن، ضميمه كردن، چسباندن،
attach
بستن، پيوستن، پيوست كردن، ضميمه كردن، چسباندن،نسبت دادن، گذاشتن، (حق.) ضبط كردن، توقيف شدن،دلبسته شدنالصاق كردن