aim
هدف کلى ، :)vt.& vi.(دانستن ،فرض کردن ،ارزيابى کردن ،شمردن ،نائل شدن(به)،به نتيجه رسيدن ،قراول رفتن ،قصد داشتن ،هدف گيرى کردن ،نشانه گرفتن :)n.(.حدس ،گمان ،جهت ،ميدان ،مراد،راهنمايى ،رهبرى ،نشان ،هدف ،مقصد
قانون ـ فقه : قصد
روانشناسى : هدف
بازرگانى : منظور
ورزش : هدفگيرى
کلمات مرتبط(7)
aim
¢¤î¤ً é¢û ٹِ—ھگ¢ ¢¬ى ٹِ—ê¤ ٌّگ¤ى ٹِ¢¨¤ ù›—÷ ù“ . ¢¬ىُ ٹé¢û ٹِ‘ھ÷ ٹ¤“û¤ ¤“û¤ٹüژ‘ُ÷ûگ¤ ٹ¢گ¤ُ ٹِگ¢ُ ٹ–ْ› ٹِ‘ًُ ٹ§¢ں :(n.)ٹ(ù“)ِ¢ھ ٌژ‘÷ ٹِ¢¨¤ ٹِ¢¤ُھ ¢¤ُھٹِ¢¤î ü“‘¥¤گ ٹِ¢¤î ¤ê ٹِ—¨÷گ¢ :(vt. & vi
aim
:)vt. & viدانستن، فرض كردن، ارزيابي كردن،شمرد شمردن، رسيدن، نائل شدن)به(، :)n.(حدس، گمان، جهت، ميدان، مراد، راهنمائي،رهبر رهبري، نشان، هدف، مقصد . به نتيجه رسيدن، قراول رفتن، قصد داشتن
Aim
گمان، جهت، ميدان، مراد، راهنمايي، رهبري، نشان،
قصد داشتن، هدف گيري كردن، نشانه گرفتن.(.n): حدس،
رسيدن، نائل شدن(به)، به نتيجه رسيدن، قراول رفتن،
(.iv &.tv): دانستن، فرض كردن، ارزيابي كردن، شمردن،
هدف، مقصد.
aim
(.vi &.vt): دانستن، فرض كردن، ارزيابي كردن، شمردن،رسيدن، نائل شدن(به)، به نتيجه رسيدن، قراول رفتن،قصد داشتن، هدف گيري كردن، نشانه گرفتن.(.n): حدس،گمان، جهت، ميدان، مراد، راهنمايي، رهبري، نشان،هدف، مقصد