agree
خوشنود کردن ،ممنون کردن ،پسندامدن ،اشتى دادن ،مطابقت کردن ،ترتيب دادن ،درست کردن ،خشم(کسيرا )فرونشاندن ،جلوس کردن ،نائل شدن ،موافقت کردن ،موافق بودن ،متفق بودن ،همراى بودن ،سازش کردن
agree
ِ¢¤î ©¥‘¨ ٹِ¢ّ“ گ¤ُû ٹ ِ¢ّ“ ëê—ُ ٹ ِ¢ّ“ ëêگُّٹ ِ¢گ¢ ’—¤— ٹ ِ¢¤î –ى“‘¯ُ ُٹ ِ¢گ¢ ü—ھچ ٹ ِ¢ُچ¢÷¨• ٹ ِ¢¤î ِّ÷ُُ ٹ ِ¢¤î ¢ّ÷ھّ، ٹ ِ¢¤î –ىêگُّ ٹ ِ¢ھ ٌژ‘÷ ‘÷ٹ ِ¢¤î §َّ› ٹ ِ¢÷‘ھ÷ّ¤ê (گ¤¨î)ôھ، ٹ ِ¢¤î –¨¤¢to come to an a.=ِ¢¤îٌ¬‘ںëêگّ—ٹِ¢ھ ٌ¢îٹ ِ¢¤îگ¢• –ىêگُّ
agree
درست كردن ، خشم)كسيرا( فرونشاندن ، جلوس كردن ،نا نائل شدن ، موافقت كردن ، خوشنود كردن ، ممنون كردن ، پسندآمدن ، آشتي دادن ،م مطابقت كردن ، ترتيب دادن ،موافق بودن ، متفق بودن ، همراي ب
Agree
موافق بودن، متفق بودن، همراي بودن، سازش كردن.
فرونشاندن، جلوس كردن، نائل شدن، موافقت كردن،
مطابقت كردن، ترتيب دادن، درست كردن، خشم(كسيرا)
خوشنود كردن، ممنون كردن، پسندامدن، اشتي دادن،
agree
خوشنود كردن، ممنون كردن، پسندامدن، اشتي دادن،مطابقت كردن، ترتيب دادن، درست كردن، خشم(كسيرا)فرونشاندن، جلوس كردن، نائل شدن، موافقت كردن،موافق بودن، متفق بودن، همراي بودن، سازش كردن