advance
پيش رفتن ،پيش افتادن ،پيش افتادگى ،پيشروى بسوى دروازه ،راهيابى به دور بعد پيشروى( شمشيربازى)،پيش شرداخت ،مقدم ،پيشروى کردن ،ترقى کردن ،پيش پرداخت ،عالى ،پيش برق( موتورى)،ترقى مساعده ،وام ، :)n.& vt & vi(پيشروى ،پيشرفت ،پيش بردن ،جلو بردن ،جلو رفتن ،ترقى دادن ،ترفيع رتبه دادن ،تسريع کردن ،اقامه کردن ،پيشنهاد کردن ،طرح کردن ،مساعده دادن ،مساعده ، :)adj.(از پيش فرستاده شده ،قبلا تهيه شده ،قبلا تجهيز شده
علوم مهندسى : پيشروى
بازرگانى : اعتبار،پيش پرداخت
ورزش : راندن
علوم نظامى : پيش برق
علوم دريايى : پيشرفت طولى ناو
کلمات مرتبط(46)
@@advance
advance
ù¢ن‘¨ُ ٹ –ê¤ھ• ٹ ِ¢¤“ َّ› ٹ ِ—ê¤ َّ›paper a.=£è‘î ِ—ê¤ َّ›
advance guard
ùٍ¯ٹّ¤ھ•ٹ¤گ¢¨‘•ٹ ¤îھَ ©•ٹ ٌّگ¤ى ©•
advance
جلو رفتن ، جلو بردن ، پيشرفت ، مساعده
advance guard
پيش قراول ،پيش لشكر ،پاسدار،پيشرو،طلايه
Advance
كردن، پيشنهاد كردن، طرح كردن، مساعده دادن، مساعده،
(iv & tv &.n): پيشروي، پيشرفت، پيش بردن، جلو بردن،
ترقي دادن، ترفيع رتبه دادن، تسريع كردن، اقامه
تجهيز شده.
جلو رفتن، جلو بردن، پيشرفت، مساعده.
(.jda): از پيش فرستاده شده، قبلا تهيه شده، قبلا
advance
(vi &vt &.n): پيشروي، پيشرفت، پيش بردن، جلو بردن،ترقي دادن، ترفيع رتبه دادن، تسريع كردن، اقامهكردن، پيشنهاد كردن، طرح كردن، مساعده دادن، مساعده،(.adj): از پيش فرستاده شده، قبلا تهيه شده، قبلاتجهيز شدهجلو رفتن، جلو بردن، پيشرفت، مساعده