admit
قبول کردن ،بسترى کردن ،پذيرفتن ،راه دادن ،بار دادن ،راضى شدن( به)،رضايت دادن( به)،موافقت کردن ،تصديق کردن ،زيربار(چيزى )رفتن ،اقرار کردن ،واگذار کردن ،دادن ،اعطاء کردن
علوم نظامى : پذيرفتن تصديق کردن
کلمات مرتبط(3)
admit
ِ¢¤î ڈ‘¯نگ ٹِ¢گ¢ ٹِ¢¤î ¤گ£ًگّ £ًگّٹِ¢¤î ¤گ¤ىگ ٹِ—ê¤ (¥)¤‘“¤¥ ٹِ¢¤î 뢬—ٹِ¢¤î –ىêگُّ ٹ(ù“) ِ¢گ¢ –‘®¤ –‘®¤ٹ(ù“) ِ¢ھ ü®گ¤ ٹِ¢گ¢ ¤‘“ ٹِ¢گ¢ ùگ¤ ٹِ—ꤣ•to a. of=ِ—¨÷گ¢¥‘›ٹِ—¨÷گ¢گّ¤ٹِ¢گ¢ù¥‘›گto a. of d=ِ¢ّ“ کں“ ¢¤ُّٹِ¢ّ“ يّîھُ
to admit of
ِ—¨÷گ¢¥‘›ٹِ—¨÷گ¢گّ¤ٹِ¢گ¢ù¥‘›گ
to admit of d
ِ¢ّ“ کں“ ¢¤ُّٹِ¢ّ“ يّîھُ
admit
پذيرفتن، راه دادن، بار دادن، راضي شدن )به(،رضايت رضايت دادن )به(، موافقت كردن،تصديق كردن، زيربار)چيزي( رفتن، اقرار كردن،واگذ واگذار كردن، دادن، اعطاء كردن
to admit of
اجازهدادن،روادانستن،جايزدانستن
to admit of d
مشكوك بودن،مورد بحث بودن
Admit
رفتن، اقرار كردن، واگذار كردن، دادن، اعطاء كردن.
دادن (به)، موافقت كردن، تصديق كردن، زيربار(چيزي)
پذيرفتن، راه دادن، بار دادن، راضي شدن (به)، رضايت
admit
پذيرفتن، راه دادن، بار دادن، راضي شدن (به)، رضايتدادن (به)، موافقت كردن، تصديق كردن، زيربار(چيزي)رفتن، اقرار كردن، واگذار كردن، دادن، اعطاء كردن