act
قرارداد،:)n.(کنش ،فعل ،کردار،حقيقت ،امرمسلم ،فرمان قانون ،تصويب نامه ،اعلاميه ،(حق).سند،پيمان ،رساله ،سرگذشت ،پرده ءنمايش(مثل پرده ء اول)،:)vt.& vi.(کنش کردن ،کارکردن ،عمل کردن ،جان دادن ،روح دادن ،برانگيختن ،رفتارکردن ،اثرکردن ،بازى کردن ،نمايش دادن
قانون ـ فقه : قانون
روانشناسى : عمل
علوم نظامى : قانون
کلمات مرتبط(57)
@@act
act
—ê¤ِ—،ً÷گ¤“ٹِ¢گ¢ ّ¤ٹِ¢گ¢ ِ‘›ٹِ¢¤î ٌُنٹ¢÷¨(.ىں)ٹùٍُنگٹùُ‘÷ ’ّ¬—ٹِّ÷‘ى ‘ىِ‘ُ¤êٹôَ¨ُ¤ُگٹ–ىىںٹ¤‘îٹٌُنٹ¤گ¢¤îٹٌمêٹ©÷î:(n.)ٹِ¢¤î¤‘îٹِ¢¤î ©÷î:(vt. & vi.i) ٹ(ٌّگ ڈù¢¤• ٌ™ُ)©‘ُ÷ڈù¢¤•ٹ–ھ£ً¤¨ٹùَ‘¨¤ٹِ‘ُ
act
مان،رساله،سرگذشت،پردهءنمايش)مثل پردهء اول(،:)vt. & vi.i( كنش كردن،كاركردن،:)n.(كنش،فعل،كردار،عمل،كار،حقيقت،امرمسلم،فرمانقا قانون،تصويب نامه،اعلاميه،)حق.(سند،عمل كردن،جان دادن،روح دادن
Act
&.tv):كنش كردن، كاركردن، عمل كردن، جان دادن، روح
(.n):كنش، فعل، كردار، عمل، كار، حقيقت، امرمسلم،
رساله، سرگذشت، پردهءنمايش(مثل پردهء اول)، (.iv
دادن، برانگيختن، رفتاركردن، اثركردن، بازيكردن،
نمايشدادن.
فرمان قانون، تصويب نامه، اعلاميه، (حق.)سند، پيمان،
act
(.n):كنش، فعل، كردار، عمل، كار، حقيقت، امرمسلم،فرمان قانون، تصويب نامه، اعلاميه، (حق.)سند، پيمان،رساله، سرگذشت، پردهءنمايش(مثل پردهء اول)، (.vi&.vt):كنش كردن، كاركردن، عمل كردن، جان دادن، روحدادن، برانگيختن، رفتاركردن، اثركردن، بازيكردن،نمايشدادن