accompany
همراه بودن(با)،سرگرم بودن( با)،مصاحبت کردن ،ضميمه کردن ،توام کردن ،(مو ).دم گرفتن ،همراهى کردن ،صدا يا ساز راجفت کردن( با)
علوم نظامى : همراه بودن
accompany
ِ¢¤î –ê› ٹِ¢¤î ùُُ® ٹِ¢¤î ¢¤î–“ں‘¬ُ ٹ(‘“) ِ¢ّ“ ô¤ً¤¨ ٹ(‘“)ِ¢ّ“ ùگ¤ُû ٹِ¢¤î üûگ¤ُû. (‘“)ِ¢¤î –ê›گ¤ ¥‘¨ ‘¨‘ گ¢¬ ٹِ¢¤î üûگ¤ُû ٹِ—ê¤ً ô¢ (.ُّ) ٹِ¢¤î ôگّ—
accompany
توام كردن، )مو.( دم گرفتن، همراهي كردن، صدا ياسا ساز راجفت كردن)با( .همراهي كردن، همراه بودن)با(، سرگرم بودن )با(، مصاحبتكرد كردن، ضميمه كردن، جفت كردن
Accompany
(با).
(مو.) دم گرفتن، همراهي كردن، صدا يا ساز راجفت كردن
مصاحبت كردن، ضميمه كردن، جفت كردن، توام كردن،
همراهي كردن، همراه بودن(با)، سرگرم بودن (با)،
accompany
همراهي كردن، همراه بودن(با)، سرگرم بودن (با)،مصاحبت كردن، ضميمه كردن، جفت كردن، توام كردن،(مو.) دم گرفتن، همراهي كردن، صدا يا ساز راجفت كردن(با)