abstain
ممتنع ،خوددارى کردن( از)،پرهيز کردن( از)،امتناع کردن( از)
ورزش : خوددارى داوران از دادن راى
کلمات مرتبط(1)
abstain
(¥گ) )ِ¢¤î ل‘÷—ُگ ٹ(¥گ) ِ¢¤î ¥û¤• ٹ(¥گ) ِ¢¤î ¤گ¢¢ّ،to a. from meat=ِ¢¤îü¤گ¢ّ،ِ¢¤ّ،–ھًّ¥گٹِ¢¤î¥û¤•–ھًّ¥گ
to abstain from meat
ِ¢¤îü¤گ¢ّ،ِ¢¤ّ،–ھًّ¥گٹِ¢¤î¥û¤•–ھًّ¥گ
abstain
خودداري كردن )از(، پرهيز كردن )از(، امتناع كردن) )از(
to abstain from meat
ازگوشتپرهيزكردن،ازگوشتخوردنخوداريكردن
Abstain
(از).
خودداري كردن (از)، پرهيز كردن (از)، امتناع كردن
abstain
خودداري كردن (از)، پرهيز كردن (از)، امتناع كردن(از)