abort
صرف نظر کردن ،سقوط کردن موشک يا هواپيما،ناموفق ،سقوط کردن ،عدم موفقيت درانجام ماموريت ،بچه انداختن ،سقط کردن ،نارس ماندن ،ريشه نکردن ،عقيم ماندن ،بى نتيجه ماندن
کامپيوتر : خاتمه غير عادى
علوم هوايى : متوقف کردن يک سلسله عمليات در حال اجراء
علوم نظامى : انصراف از ماموريت
abort
ِ¢÷‘ُ ù›—÷ ü“ ٹِ¢÷‘ُ ôىن ىنٹِ¢¤î÷ ùھ¤ ٹِ¢÷‘ُ §¤‘÷ ٹِ¢¤î ¯ى¨ ٹِ—،گ¢÷گ ù“an a. attempt=ù¢ّû“ ©ھّîan a. child=ù÷‘ًêٹù¢ھ ¯ى¨ù“
abort
بچه انداختن، سقط كردن، نارس ماندن، ريشه نكردن، عقيم ماندن، بي نتيجه ماندن
Abort
عقيم ماندن، بي نتيجه ماندن.
بچه انداختن، سقط كردن، نارس ماندن، ريشه نكردن،
abort
بچه انداختن، سقط كردن، نارس ماندن، ريشه نكردن،عقيم ماندن، بي نتيجه ماندن