able
:)vt., vi.(توانابودن ،شايستگى داشتن ،لايق بودن ،مناسب بودن ،اماده بودن ،ارايش دادن ،لباس پوشاندن ،قوى کردن ، :)adj.(توانا،لايق ،اماده ،بااستعداد،صلاحيت دار،قابل ،مطيع ،مناسب ،(حق ).داراى صلاحيت قانونى ،پسوندى براى ساختن صفت به معنى داراى قدرت ،شايسته
کلمات مرتبط(12)
able
ü÷ّ÷‘ى –ںٍ¬ گ¤گ¢ (.ىں)ٹ’¨‘÷ُٹِ¢گ¢ ©گ¤چٹِ¢ّ“ ù¢‘ُچٹِ¢ّ“ ’¨‘÷ُٹُِ¢ّ“ ëٍٹِ—ھگ¢ üً—¨‘ھٹِ¢ّ“‘÷گّ— :(vt.ٹvi.) ٹâ¯ُٹٌ“‘ىٹ¤گ¢ –ںٍ¬ٹ¢گ¢م—¨گ‘“ٹگ‘“ù¢‘ُچٹëٍٹ‘÷گّ— :(adj.)ٹِ¢¤î ّىٹِ¢÷‘ھّ• §‘“َ
able
لباس پوشاندن، قوي كردن، :)adj.( توانا، لايق، آماده با، با استعداد، صلاحيت دار، قابل، مطيع،vi.( ، :)vt.توانابودن، شايستگي داشتن، لايق بودن، مناسب بودن، آماده بودن، آرايش دادن، مناسب، )حق.(
Able
شايسته.
قانوني، پسوندي براي ساختن صفت بهمعني(داراي قدرت)،
صلاحيت دار، قابل، مطيع، مناسب، (حق.) داراي صلاحيت
قوي كردن، (.jda): توانا، لايق، اماده، بااستعداد،
مناسب بودن، اماده بودن، ارايش دادن، لباس پوشاندن،
(.iv ,.tv): توانابودن، شايستگي داشتن، لايق بودن،
able
(.vi ,.vt): توانابودن، شايستگي داشتن، لايق بودن،مناسب بودن، اماده بودن، ارايش دادن، لباس پوشاندن،قوي كردن، (.adj): توانا، لايق، اماده، بااستعداد،صلاحيت دار، قابل، مطيع، مناسب، (حق.) داراي صلاحيتقانوني، پسوندي براي ساختن صفت بهمعني(داراي قدرت)،شايسته