undertaking
به عهده گرفتن ،التزام ،عهده ، )undertaker(کسيکه کفن و دفن مرده را بعهده ميگيرد،مقاطعه کارکفن ودفن ،متعهد،کسيکه طرح ياکارى رابعهده ميگيرد،جواب گو،مسئول ،کارگير
قانون ـ فقه : ذمه ،تکفل
بازرگانى : تعهد،تصدى
کلمات مرتبط(3)
undertaking
¤ً¤‘îٹ ٌّژ¨ُ ٹ ًّ ’گّ› ٹ¢¤ًُ ù¢ْم“گ¤ ¤‘î‘ ¤¯ ùî¨îٹ¢ْم—ُ ٹِê¢ّ ِêî ùم¯‘ىُ ٹ¢¤ًُ ¢¤ًُù¢ْم“ گ¤ ù¢¤ُ ِê¢ ّ ِêî ùî¨î (undertaker)
undertaking
)undertaker(كسيكه كفن و دفن مرده را بعهدهميگيرد ميگيرد، مقاطعه كاركفن ودفن، متعهد،كسيكه طرح ياكاري رابعهده ميگيرد، جواب گو ، مسئول ،كارگير
Undertaking
رابعهده ميگيرد، جواب گو، مسئول، كارگير.
مقاطعه كاركفن ودفن، متعهد، كسيكه طرح ياكاري
(rekatrednu) كسيكه كفن و دفن مرده را بعهده ميگيرد،
Undertaking
(undertaker) كسيكه كفن و دفن مرده را بعهده ميگيرد،مقاطعه كاركفن ودفن، متعهد، كسيكه طرح ياكاريرابعهده ميگيرد، جواب گو، مسئول، كارگير
undertake
تعهد كردن، متعهد شدن، عهدهدار شدن، بعهدهگرفتن،قول دادن، متقبل شدن، تقبل كردن