seal
اب بندى کردن ،جذم کردن ،کاسه نمد،درپوش ،بتونه ،اب بندى ،زهوار،(ج.ش ).خوک ابى ،گوساله ماهى ،مهر)mhor(،نشان ،تضمين ،مهر کردن ،صحه گذاشتن ،مهر و موم کردن ،بستن ،درزگيرى کردن ،مهر زدن ،محکم چسباندن
علوم مهندسى : اب بند
معمارى : هوابند ابى
قانون ـ فقه : مهر زدن
زيست شناسى : فوک
بازرگانى : مهر و موم کردن
علوم نظامى : جاذم
کلمات مرتبط(42)
seal
ِ¢¤î ôُّ ّ ¤ُْ ٹِ¢÷‘“¨ ôîںُ ٹ ِ¢¥ ¤ُْ ٹ ¤ُْ
seal
مهر ، مهر زدن ، محكم چسباندن، مهر و موم كردن
Seal
تضمين، مهر كردن، صحه گذاشتن، مهر و موم كردن، بستن،
درزگيري كردن.
مهر، مهر زدن، محكم چسباندن، مهر و موم كردن.
(ج.ش.) خوك ابي، گوساله ماهي، مهر(rohm)، نشان،
seal
(ج.ش.) خوك ابي، گوساله ماهي، مهر(mhor)، نشان،تضمين، مهر كردن، صحه گذاشتن، مهر و موم كردن، بستن، درزگيري كردنمهر، مهر زدن، محكم چسباندن، مهر و موم كردن