scrap
تراشيدن ،افتاده هاى اهن ،اسقاط اهن ،ضايعات ،خرده ،تکه ،پاره ،قراضه ،دورانداختن ،عکس يا قسمتى از کتاب يا روزنامه که بريده شده ،ته مانده ،ماشين الات اوراق ،اشغال ،جنگ ،نزاع ،اوراق کردن
علوم مهندسى : قراضه اهن
بازرگانى : دورانداختن
کلمات مرتبط(11)
scrap
ِ—،گ¢÷گ¤ّ¢ ٹëگ¤ّگ ٹù®گ¤ىnot a s. is left=–¨گù¢÷‘ُ÷üى‘“ گù¤£
not a scrap is left
–¨گù¢÷‘ُ÷üى‘“ گù¤£
scrap book
ھ‘“ù¢¤“ ¤ً¢ ‘ْ“‘—î ¥گùî ü—‘م¯ىّ‘û§îنùنُّ›ُ
scrap heap
ù®گ¤ى ٍ‘î ¤‘“÷گ
scrap heap policy
¢ھ‘“ù¢ھô‘ُ—ِگ ّ÷ùî ¥ ¤ûِ—،گ¢÷گ¤ّ¢ ùّ¤
scrap iron
ù¤‘•ِûگٹù®گ¤ىِûگ
scrap
قراضه، اوراق، دورانداختن
not a scrap is left
ذرهاي باقينماندهاست
scrap book
مجموعهعكسهاوقطعاتي كهاز كتابهاي ديگر بريدهباش
scrap heap
انبار كالاي قراضه
scrap heap policy
رويه دورانداختنهر چيزي كهنوي انتمامشدهباشد
scrap iron
اهنقراضه،اهنپاره
Scrap
قراضه، اوراق، دورانداختن.
جنگ، نزاع، اوراق كردن.
كه بريده شده، ته مانده، ماشين الات اوراق، اشغال،
تكه، پاره، قراضه، عكس يا قسمتي از كتاب يا روزنامه
scrap
تكه، پاره، قراضه، عكس يا قسمتي از كتاب يا روزنامهكه بريده شده، ته مانده، ماشين الات اوراق، اشغال،جنگ، نزاع، اوراق كردنقراضه، اوراق، دورانداختن