part
قسمت ،سهم ،قطعه ،پاره ،بخش ،خرد،جزء مرکب چيزى ،جزء مساوى ،عنصر اصلى ،عضو،نقطه ،مکان ،اسباب يدکى اتومبيل ،مقسوم ،تفکيک کردن ،تفکيک شدن ،جدا شدن ،جدا کردن ،نقش بازگير،برخه
علوم مهندسى : عضو
معمارى : ناحيه
قانون ـ فقه : جزء
بازرگانى : جزء،سهم
علوم نظامى : قطعه يدکى
کلمات مرتبط(68)
@@part
part
ِ¢ھگ¢› ٹ ِ¢¤î گ¢› ٹ ù¤‘• ٹ ùم¯ى ٹ ڈ¥›
part
جزء ، قطعه ، پاره ، جدا كردن ، جداشدن
Part
جزء، قطعه، پاره، جدا كردن، جداشدن.
نقشبازگير، برخه.
تفكيك كردن، تفكيك شدن، جدا شدن، جدا كردن،
اصلي، عضو، نقطه، مكان، اسباب يدكي اتومبيل، مقسوم،
پاره، بخش، خرد، جزء مركب چيزي، جزء مساوي، عنصر
part
پاره، بخش، خرد، جزء مركب چيزي، جزء مساوي، عنصراصلي، عضو، نقطه، مكان، اسباب يدكي اتومبيل، مقسوم،تفكيك كردن، تفكيك شدن، جدا شدن، جدا كردن،نقشبازگير، برخهجزء، قطعه، پاره، جدا كردن، جداشدن