Babylon 10
Simply the best definition!

Download it's free

MAJRA

Polska Wikipedia – Darmowa encyklopedia

Download this dictionary
Majra
Majra, córka Projtosa i Antei; towarzyszka Artemidy, która ją zabiła za to, że była kochanką Zeusa i urodziła mu syna Lokrosa.

W celu uzyskania więcej informacji, zobacz w Wikipedia.οrg...


© W niniejszym artykule wykorzystano materialy pochodzace z Wikipedia® i posiada on Powszechna Licencje Publiczna GNU

Dialing Codes of Pakistan

Download this dictionary
MAJRA
+92-432

Hafez Poems

Download this dictionary
gzl 17 synh...
غزل 17

سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشي بود در اين خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوري دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

سوز دل بين که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت

آشنايي نه غريب است که دلسوز من است
چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت

خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد
خانه عقل مرا آتش ميخانه بسوخت

چون پياله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بي مي و خمخانه بسوخت

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

ترک افسانه بگو حافظ و مي نوش دمي
که نخفتيم شب و شمع به افسانه بسوخت

 
gzl 243 buy...
غزل 243

بوي خوش تو هر که ز باد صبا شنيد
از يار آشنا سخن آشنا شنيد

اي شاه حسن چشم به حال گدا فکن
کاين گوش بس حکايت شاه و گدا شنيد

خوش مي‌کنم به باده مشکين مشام جان
کز دلق پوش صومعه بوي ريا شنيد

سر خدا که عارف سالک به کس نگفت
در حيرتم که باده فروش از کجا شنيد

يا رب کجاست محرم رازي که يک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چه‌ها شنيد

اينش سزا نبود دل حق گزار من
کز غمگسار خود سخن ناسزا شنيد

محروم اگر شدم ز سر کوي او چه شد
از گلشن زمانه که بوي وفا شنيد

ساقي بيا که عشق ندا مي‌کند بلند
کان کس که گفت قصه ما هم ز ما شنيد

ما باده زير خرقه نه امروز مي‌خوريم
صد بار پير ميکده اين ماجرا شنيد

ما مي به بانگ چنگ نه امروز مي‌کشيم
بس دور شد که گنبد چرخ اين صدا شنيد

پند حکيم محض صواب است و عين خير
فرخنده آن کسي که به سمع رضا شنيد

حافظ وظيفه تو دعا گفتن است و بس
دربند آن مباش که نشنيد يا شنيد

 
gzl 275 sufy...
غزل 275

صوفي گلي بچين و مرقع به خار بخش
وين زهد خشک را به مي خوشگوار بخش

طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه
تسبيح و طيلسان به مي و ميگسار بخش

زهد گران که شاهد و ساقي نمي‌خرند
در حلقه چمن به نسيم بهار بخش

راهم شراب لعل زد اي مير عاشقان
خون مرا به چاه زنخدان يار بخش

يا رب به وقت گل گنه بنده عفو کن
وين ماجرا به سرو لب جويبار بخش

اي آن که ره به مشرب مقصود برده‌اي
زين بحر قطره‌اي به من خاکسار بخش

شکرانه را که چشم تو روي بتان نديد
ما را به عفو و لطف خداوندگار بخش

ساقي چو شاه نوش کند باده صبوح
گو جام زر به حافظ شب زنده دار بخش

 
gzl 415 ay...
غزل 415

اي پيک راستان خبر يار ما بگو
احوال گل به بلبل دستان سرا بگو

ما محرمان خلوت انسيم غم مخور
با يار آشنا سخن آشنا بگو

برهم چو مي‌زد آن سر زلفين مشکبار
با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو

هر کس که گفت خاک در دوست توتياست
گو اين سخن معاينه در چشم ما بگو

آن کس که منع ما ز خرابات مي‌کند
گو در حضور پير من اين ماجرا بگو

گر ديگرت بر آن در دولت گذر بود
بعد از اداي خدمت و عرض دعا بگو

هر چند ما بديم تو ما را بدان مگير
شاهانه ماجراي گناه گدا بگو

بر اين فقير نامه آن محتشم بخوان
با اين گدا حکايت آن پادشا بگو

جان‌ها ز دام زلف چو بر خاک مي‌فشاند
بر آن غريب ما چه گذشت اي صبا بگو

جان پرور است قصه ارباب معرفت
رمزي برو بپرس حديثي بيا بگو

حافظ گرت به مجلس او راه مي‌دهند
مي نوش و ترک زرق ز بهر خدا بگو



| MAJRA in Polish | MAJRA in Farsi