deprimido
masentunut, lannistunut
deprimido
ابي, نيلي, مستعد افسردگي, داراي خلق گرفته (باتهع) اسمان, اسمان نيلگون, دژم, دلتنگ, پريشان, افسرده, غمگين, ملول, صداي گاو, مع مع کردن, : پست, کوتاه, دون, فرومايه, پايين, اهسته, پست ومبتذل, سربزير, فروتن, افتاده, کم, اندک, خفيف, مشتعل شدن, زبانه کشيدن.