anticlimax
پاداوج ،بيان قهقرايى( مثل > زنم مرد،مالم را بردند و سگم هم گم شد) زنم مرد،مالم را بردند و سگم هم گم شد)
anticlimax
ùîü÷‘“ ٹ ( ( ٌ™ُ) üژگ¤ىْى ِ‘“ ٹ ڑّگ¢‘•. ِ¢ُّ÷ üژگ¤ىْى ِ‘“ ٹ ¢ّھُ ¤—ُî ©—ُûگ ¢ّ¤ üُ ©• ù¤û
anticlimax
هرچه پيش مي رود اهميتش كمتر ميشود ، بيان قهقرائي نمودن .پاداوج ، بيان قهقرائي )مثل > زنم مرد، مالم را بردند و سگم هم گم شد زنم مرد، مالم را بردند و سگم هم گم شد
Anticlimax
اهميتش كمتر ميشود، بيان قهقرايي نمودن.
)، بياني كههرچه پيش مي رود
پاداوج، بيان قهقرايي (مثل
پاداوج، بيان قهقرايي (مثل < زنم مرد، مالم را
Anticlimax
پاداوج، بيان قهقرايي (مثل )، بياني كههرچه پيش مي روداهميتش كمتر ميشود، بيان قهقرايي نمودن