ابريشم
silk واژه هاى شامل
ابريشم ـ (39)
ابريشم
ابريشم
SILK
ابريشم
الحرير
ابريشم
( اسم )1 - ماده اي که کرم مخصوص ( بنام کرم پيله ) بشکل نخ بسيار باريک ( بنام و بوسيله آن لانهاي بيضي شکل براي خود سازد رشته اي که از تارهاي پيله براي دوختن و بافتن سازند ابريسم بريشم حرير قز افريشم . يا ابريشم هفت رنگ . تارهاي ابريشم است بهفت لون که بر سر عروس آويزند و آنرا بشگون نيک دارند . يا کرم ابريشم . کرم پيله کرم قز دود القز .2 - تار سازها که بزخمه يا بناخن نوازند .3 - مطلق سازهاي زه دار .4 - دستان ساز پردهء ساز .5 - درختي از دسته گل ابريشم ها جزء تيرهء پروانه واران که گونه اي از آن در جنگلهاي شمال ايران موجود است گل ابريشم .6 - شب خسب