آستانه
MHM Persian > English DictionaryDownload this dictionary
آستانه
limen ; sill ; threshold
واژه هاى شامل
آستانه ـ (12)

Loghatname(Alef)Download this dictionary
استانه
ناحيه اي در خراسان
( اسم ) جاي خواب و آرام آرامگاه آرام جاي
آستانه


Tabir e KhaabDownload this dictionary
آستانه
واژه: آستانه
تعبير: اگر بيننده خواب ببيند که در آستانه خانه اش زباله و آشغال ريخته شده و آن جا کثيف است چيزي ياحادثه اي يا شخصي موجب تشويش خاطر بيننده خواب مي شود. اگر بيننده خواب ببيند که از سر در خانه اش آب باران فرو مي ريزد به اندازه و مقدار آن آب که مي چکد نعمت و رفاه نصيب اومي شود و چنان چه آن آب کدر و گل آلود و کثيف باشد دچار غم مي گردد و اگر متعفن باشد يک بيماري در انتظار او است. اگر بيننده خواب ببيند سر در خانه اش ناگهان به سر او فرو ريخت به هيچ وجه خوب نيست و احتمال هلاک در بين است و بيننده خواب بايد خويشتن را از خطرهايي که در کمين او نشسته اند حفظ کند.
  

 
واژه: آستانه
تعبير: اگر بيننده خواب ببيند که در آستانه خانه اش زباله و آشغال ريخته شده و آن جا کثيف است چيزي ياحادثه اي يا شخصي موجب تشويش خاطر بيننده خواب مي شود. اگر بيننده خواب ببيند که از سر در خانه اش آب باران فرو مي ريزد به اندازه و مقدار آن آب که مي چکد نعمت و رفاه نصيب اومي شود و چنان چه آن آب کدر و گل آلود و کثيف باشد دچار غم مي گردد و اگر متعفن باشد يک بيماري در انتظار او است. اگر بيننده خواب ببيند سر در خانه اش ناگهان به سر او فرو ريخت به هيچ وجه خوب نيست و احتمال هلاک در بين است و بيننده خواب بايد خويشتن را از خطرهايي که در کمين او نشسته اند حفظ کند.
  


خوابهاي خوب ببيني
HmT - Persian to English GlossaryDownload this dictionary
استانه
 

MB_Dictionary Persian_to_ArabicDownload this dictionary
استانه
 العتبت
 



| آستانه in Arabic