ёжиться
несов. 1.büzüşmək, yığışmaq;2. məc.utanmaq, sıxılmaq.
ёжиться (II) (нсв)
[فعل] :
1: shiver
لرزه ، لرز ، ارتعاش ، لرزيدن ، از سرما لرزيدن ، ريزه ، تکه ، خرد کردن 2: be shy
[.v]: خجالتي ، کمرو ، رموک ، ترسو ، مواظب ، آزمايش ، پرتاب ، رم کردن ، پرت کردن ، ازجا پريدن 3: hesitate
[.vt. & vi]: تامل کردن ، مردد بودن ، بي ميل بودن 4: waver
[.vt. & vi]: متزلزل شدن ، فتور پيدا کردن ، دو دل بودن ، ترديد پيدا کردن ، تبصره قانون ، نوسان کردن