щипок
хазах,зуух,чимхэх
щипок
м çimdikləmə, çimdik götürmə; çimdik.
щипок
[مذکر] :
1: pinch
[.vt. & vi. & n]: نيشگون گرفتن ، قاپيدن ، مضيقه ، تنگنا ، موقعيت باريک ، سر بزنگاه ، نيشگون ، اندک ، جانشين 2: nip
[.v]: نيشگون ، گاز گرفتن ، کش رفتن ، جوانه زدن ، شکفتن ، مانع رشد و نمو شدن ، به باد انتقاد گرفتن ، در اثر سرما بيحس شدن ، صدمه زدن ، دردناک بودن ، جفت جفت زدن ، پريدن ، جيم شدن ، چيز ، چيزي ، جزيي ، نيش ، زخم زبان ، سرمازدگي (گياه وجوانه ها) ، طعم تند و تيز (مثل فلفل) ، سوزش ، دزدي ، منگنه ، گيره ، ذره ، خرده