[مذکر] : 1: chip [.pl. & vt. & vi. & n]: لپ پريده کردن يا شدن ، ژتن ، ريزه ، تراشه ، مهره اي که دربازي نشان برد و باخت است ، ژتون ، ورقه شدن ، رنده کردن ، (بصورت جمع) سيب زميني سرخ کرده 2: splinter [.vt. & vi. & n]: باريکه چوب ، تراشه ، خرده شيشه ، تراشه کردن ، متلاشي شدن و کردن