цельный
интеграл,салшгүй
цельный
прил. 1.tam, yekparə;2. məc.bütöv, bölünməz, vahid;3.qarışıqsız, xalis; üzlü; цельное молоко üzlü süd.
цельный (-ая, -ое, -ые)
[صفت] :
1: one-piece 2: solid
[.adj. & n]: جسم جامد ، ماده جامد ، سفت ، سخت ، مکعب ، سه بعدي ، محکم ، استوار ، قوي ، خالص ، ناب ، بسته ، منجمد ، يک پارچه ، حجمي ، توپر ، نيرومند ، قابل اطمينان 3: untrodden 4: virgin
[.adj. & n]: باکره ، دست نخورده ، پاکدامن ، عفيف ، سنبله ، استفاده نشده 5: sound
[.v]: صوت ، صدا ، صدا کردن ، به نظر رسيدن ، آوا ، سالم ، درست ، بي عيب ، استوار ، بي خطر ، دقيق ، مفهوم ، صدا دادن ، بنظر رسيدن ، بگوش خوردن ، بصدا درآوردن ، نواختن ، زدن ، به طور ژرف ، کاملا ، ژرفاسنجي کردن ، گمانه زدن 6: balanced
[.adj]: متعادل ، متوازن 7: complete
[.adj. & vt]: کامل ، تمام ، کامل کردن ، انجام دادن ، بانجام رساندن 8: undiluted