тампон
хөвөн бөглөөс,хөвөн бөглөөс та
тампон
м tib.1.tampon, tıxac, piltə (yaraya qoymaq üçün);2. mətb.yastıqça (şriftə rəng vurmaq üçün).
тампон
dossil, tampon, wad, swab;
(тех.) - pad;
(за печат) - inkpad.
тампон
tampong
тампон
[مذکر] :
1: tampon
[.vt. & vi. & n]: توپي يا کهنه مخصوص گرفتن سوراخي ، با کهنه گرفتن (سوراخ) ، پنبه يا کهنه قاعدگي 2: wad
[.vt. & n]: لايي ، کهنه ، نمد ، آستري ، توده کاه ، توده ، کپه کردن ، لايي گذاشتن ، فشردن 3: pad
[.vt. & n]: دفترچه يادداشت ، لايي ، لايي گذاشتن ، جاده ، معبر ، دزد پياده ، اسب راهوار ، پياده سفر کردن ، قدم زدن ، زير پالگد کردن ، صداي پا ، تشک ، هر چيز نرم ، لايه ، پشتي ، آب خشک کن ، مرکب خشک کن ، بالسشتک زخم بندي ، باآب و تاب گفتن ، لفاف کردن ، با لايه نرم يا بالشتک پوشاندن