обернуться
обернуться
сов.
1) Сделать оборот, пройти через оборот (о капитале, о деньгах).
2) Однокр. к глаг.: обёртываться.
3) см. также обёртываться.
оборачиваться (I) > обернуться (I)
[فعل] :
1: turn round 2: turn over
[.v]: غلتاندن ، وارونه کردن ، برگرداندن (خاک) ، تعمق کردن ، مرور کردن ، ورق زدن ، برگشتگي ، واژگون شدگي ، سرمايه ، عايدي فعاليت ، عملکرد ، محصول ، بازده ، انتقال ، برگردان ، تعويض 3: revolve
[.vt]: چرخيدن ، گرديدن ، گردش کردن ، سير کردن ، دور زدن ، تغيير کردن 4: turn out
[.v]: توليد کردن ، وارونه کردن ، با کليد خاموش کردن ، اجتماع ، ازدحام ، توليد ، از کار درآمدن ، بنتيجه مطلوبي رسيدن ، (انگليس) اعتصاب ، اعتصابگر 5: end
[.vt. & n]: پايان ، انتها ، آخر ، خاتمه ، فرجام ، سر ، نوک ، طرف ، بپايان رساندن ، تمام کردن ، خاتمه دادن ، خاتمه يافتن 6: result
[.vi. & n]: نتيجه ، منتج شدن ، پي آمد ، دست آورد ، برآمد ، نتيجه دادن ، ناشي شدن ، اثر ، حاصل 7: entail
[.vt. & vi. & n]: مستلزم بودن ، شامل بودن ، فراهم کردن ، متضمن بودن ، دربرداشتن ، حمل کردن بر ، حبس ياوقف کردن ، موجب شدن 8: go there and back 9: manage
[.vt]: اداره کردن ، گرداندن ، از پيش بردن ، اسب آموخته 10: turn
[.vt. & n]: نوبت ، چرخش ، گردش (بدور محور يامرکزي) ، چرخ ، گشت ماشين تراش ، پيچ خوردگي ، قرقره ، استعداد ، ميل ، تمايل ، تغيير جهت ، تاه زدن ، برگرداندن ، پيچاندن ، گشتن ، چرخيدن ، گرداندن ، وارونه کردن ، تبديل کردن ، تغيير دادن ، دگرگون ساختن
обёртываться (I) > обернуться (I)
[فعل] :
1: turn round 2: look round 3: turn out
[.v]: توليد کردن ، وارونه کردن ، با کليد خاموش کردن ، اجتماع ، ازدحام ، توليد ، از کار درآمدن ، بنتيجه مطلوبي رسيدن ، (انگليس) اعتصاب ، اعتصابگر 4: get there and back 5: turn into 6: become
(past: became ; past participle: become)ـ
[.vi]: شدن ، درخوربودن ، برازيدن ، آمدن به ، مناسب بودن ، تحويل يافتن ، زيبنده بودن