обгонять
гүйцэх, түрүүлэх,давуу байх
обгонять
несов. bax обогнать.
обгонять (I) > обогнать (II)
[فعل] :
1: pass
[.vt. & vi. & n]: گذشتن ، عبور کردن ، رد شدن ، سپري شدن ، تصويب کردن ، قبول شدن ، رخ دادن ، قبول کردن ، تمام شدن ، وفات کردن ، پاس ، سبقت گرفتن از ، خطور کردن ، پاس دادن ، رايج شدن ، اجتناب کردن ، گذر ، عبور ، گذرگاه ، راه ، گردونه ، گدوک ، پروانه ، جواز ، گذرنامه ، بليط ، گذراندن ، تصويب شدن 2: outdistance
[.v]: خيلي جلوتر از ديگري افتادن (درمسابقه) ، سبقت گرفتن بر 3: surpass
[.vi]: پيش افتادن از ، بهتر بودن از ، تفوق جستن 4: outstrip
[.v]: پيش افتادن از ، عقب گذاشتن ، پيشي جستن از