набить
набить
сов. перех.
см. набивать.
набивать (I) > набить (II)
[فعل] :
1: stuff
[.vt. & n]: چيز ، ماده ، کالا ، جنس ، مصالح ، پارچه ، چرند ، پر کردن ، تپاندن ، چپاندن ، انباشتن 2: pack
[.vt. & n]: بسته ، بقچه ، بسته کردن ، کوله پشتي ، دسته ، گروه ، يک بسته (مثل بسته سيگاروغيره) ، يکدست ورق بازي ، بسته بندي کردن ، قرار دادن ، توده کردن ، به زور چپاندن ، بار کردن ، بردن ، فرستادن 3: fix
[.v]: کار گذاشتن ، درست کردن ، پابرجا کردن ، نصب کردن ، محکم کردن ، استوار کردن ، سفت کردن ، جادادن ، چشم دوختن به ، تعيين کردن ، قرار دادن ، بحساب کسي رسيدن ، تنبيه کردن ، ثابت شدن ، ثابت ماندن ، مستقر شدن ، گير ، حيص و بيص ، تنگنا ، مواد مخدره ، افيون 4: print
[.v]: چاپ کردن ، چاپ ، طبع ، عکس چاپي ، مواد چاپي ، منتشر کردن ، ماشين کردن 5: 1) draw the mouth 6: make mouth sore 7: 2) bore to death