кисло
кисло
нареч.
Соотносится по знач. с прил.: кислый (1,3-5).
кислый (-ая, -ое, -ые)
[صفت] :
1: sour
[.adj. & vi]: ترش ، تند ، ترش بودن ، مزه اسيد داشتن ، مثل غوره و غيره) ، ترش شدن 2: acid
[.adj. & n]: ترش ، حامض ، سرکه مانند ، داراي خاصيت اسيد ، جوهر اسيد ، (مج.) ترشرو ، بداخلاق ، بدجنسي ، جوهر ، محک
киснуть (I) (нсв)
[فعل] :
1: turn sour 2: turn
[.vt. & n]: نوبت ، چرخش ، گردش (بدور محور يامرکزي) ، چرخ ، گشت ماشين تراش ، پيچ خوردگي ، قرقره ، استعداد ، ميل ، تمايل ، تغيير جهت ، تاه زدن ، برگرداندن ، پيچاندن ، گشتن ، چرخيدن ، گرداندن ، وارونه کردن ، تبديل کردن ، تغيير دادن ، دگرگون ساختن 3: go off
[.v]: در رفتن (تفنگ) ، بيرون رفتن (از صحنه نمايش) ، آب شدن ، فاسد شدن ، مردن 4: mope
[.pl. & vt. & vi. & n]: افسرده بودن ، افسرده کردن ، دلتنگ کردن