израсходовать
израсходовать
сов. перех.
Истратить, употребить.
расходовать (I) > израсходовать (I)
[فعل] :
1: spend
(past: spent ; past participle: spent)ـ
[.vt. & vi]: صرف کردن ، پرداخت کردن ، خرج کردن ، تحليل رفتن قوا ، تمام شدن ، صرف شدن 2: expend
[.vt]: خرج کردن ، صرف کردن ، مصرف کردن 3: outlay
[.vt. & n]: مبلغ سرمايه گذاري شده ، خرج ، بيرون گستردن ، خرج کردن ، هزينه ، پرداخت 4: consume
[.vt]: مصرف کردن ، تحليل رفتن ، از پا درآمدن 5: use
استفاده ، کاربرد ، استفاده کردن ، به کار بردن
[.vt. & vi]: استعمال کردن ، مصرف کردن ، به کار انداختن
[.n]: استعمال ، مصرف ، فايده ، سودمندي ، تمرين ، تکرار ، ممارست