задом
задом
нареч.
Задней стороной, спиной.
задом
baklengs
~ наперёд - bak frem, baklengs
задом
[قيد] : backwards
عقب افتاده ، به پشت ، از پشت ، وارونه ، عقب مانده ، کودن
зад
[مذکر] :
1: back
[.v]: عقب ، پشت (بدن) ، پس ، عقبي ، گذشته ، پشتي ، پشتي کنندگان ، تکيه گاه ، به عقب ، درعقب ، برگشت ، پاداش ، جبران ، از عقب ، پشت سر ، بدهي پس افتاده ، پشتي کردن ، پشت انداختن ، بعقب رفتن ، بعقب بردن ، برپشت چيزي قرار گرفتن ، سوارشدن ، پشت چيزي نوشتن ، ظهرنويسي کردن 2: rear
[.v]: پروردن ، تربيت کردن ، بلند کردن ، افراشتن ، نمودار شدن ، عقب ، پشت ، دنبال 3: behind
[.adv. & n]: عقب ، پشت سر ، باقي کار ، باقي دار ، عقب مانده ، داراي پس افت ، عقب تراز ، بعد از ، ديرتر از ، پشتيبان ، اتکاء ، کپل ، نشيمن گاه 4: backside
[.n]: کفل ، پشت ، عقب هر چيزي ، خصوصي ، محرمانه 5: rump
[.n]: سرين ، کفل ، صاغري ، کفل انسان ، دنبه گوسفند 6: hind quarters