завещать
гэрээслэх
завещать
legar.
завещать
сов. и несов. vəsiyyət etmək.
завещать
testamentere
завещать (I) (нсв и св)
[فعل] :
1: leave in will 2: bequeath
[.vt]: وقف کردن ، تخصيص دادن به ، (از راه وصيت نامه) به کسي واگذار کردن 3: devise
[.vt. & n]: تدبير کردن ، درست کردن ، اختراع کردن ، تعبيه کردن ، وصيت نامه ، ارث بري ، ارث گذاري 4: legate
نماينده پاپ ، سفير ، ايلچي ، نماينده تام الاختيار ، بارث گذاشتن ، ارث ، فرماندار 5: adjure
[.vt]: سوگند دادن ، قسم دادن ، لابه کردن ، تقاضا کردن ، به اصرار تقاضا کردن (از)